Thursday, 31 December 2009
امروز 5 شنبه : اوضاع اطراف دانشگاه آزاد مشهد به شدت امنیتی است
امروز ظهر دوستی تماس گرفت و گفت دانشگاه شلوغ شده . من هم با دو تا از دوستام رفتم اونجا . فضا به شدت امنیتی بود . از ون های پلیس گرفته تا بنز های راهنمایی رانندگی همه و همه ایستاده بودند . در بین این جمعیت پلیس های نقاب دار و انصاری ها به شدت به چشم می آمدند . تمام ورودی های دانشگاه بسته بود و تنها با کارت دانشجویی اجازه ورود به دانشگاه رو می دادند . عده زیادی از دانشجو ها هم به صورت گروهی در صحن دانشگاه نشسته بودند .
Monday, 21 December 2009
Wednesday, 16 December 2009
فرصتی برای اعراب که عقده های چند سالشون رو خالی کنن !

سال ها بود که هیچ تیم عربی توان شکست دادن تیم ملی ایران رو نداشت . گندشون عربستان بود . یک بازی رو که از ما می بردن تا یه ماه خوشحال بودن .می گفتن ما اینقدرگنده شدیم که ایرانو می بریم . غافل از اینکه قراره تو بازی بعدی دوباره له شن و برگردن سراغ زندگیشون . اما الان به خاطر حضور مدیران بی لیاقت در راس امور همه چیز بر عکس شده . به بهانه های مختلف با ما بازی می کنن و لهمون می کنن و بعدشم جلوی صد هزار نفر جشن شکر گزاری راه میندازن و آب از آب تکون نمی خوره . دیگه قطر و امان و بحرین هم شاخ شدن واسمون .خوششون اومده از بازی کردن با ما و شکست دادنمون . به بهانه های مختلف ما رو به تورنمنتاشون دعوت می کنن و ما هم با خوشحالی که چه رابطه خوبی داریم با کشور های دیگه لیگمون رو تعطیل می کنیم و میریم و گند میزنیم و داستان همچنان ادامه داره !
Sunday, 15 November 2009
Monday, 9 November 2009
نامه ای به علی تبریزی که برای قطر جنگید

به عنوان یک هموطن یا نزدیکتر یک همشهری می گویم علی جان چرا برای قطر ؟!؟!؟!؟ می فهمم که مسئولین پرورش اندام تنها به فکر پر کردن جیب خودند تا قهرمانان ولی چرا قطر ؟ می دانم که دو سال در ایران با هزینه خود در مسابقات حاضر شدی ولی چرا برای قطر جنگیدی ؟ چرا انگلیس نه آمریکا نه هلند نه و... چرا قطر ؟ تو مگر نمیدانی که مردم کشورت نسبت به اعراب حساسند ؟ چرا کاری می کنی که مردم کشورمان (نه دولتمردان ) جلوی کشور های عربی سر شکسته شوند ؟ علی جان با ملیتی دیگر در مسابقات شرکت کن ولی نه با ملیت عربی
Wednesday, 14 October 2009
چه چیز باعث میشه کسی مثله رستم پور قید همه چیز رو بزنه ؟

مهدی رستم پور کارشناس جوانی بود که کم کم داشت پا جای بزرگان گزارش و کارشناسی کشتی همچون عامل و اعتصامی میذاشت . اما واقعا سوال اینجاست که چه چیز باعث شد کسی که در حال پیشرفت تو صدا وسیماست قید همه چیز حتی مشهور شدن رو بزنه واز کشور خارج بشه ؟ واقعا اینطور آدما چه چیز از رضازاده ها و سوریان ها و شریفی نیا ها بیشتر دارند که حاضر نیستند خون جوانان کشورشون رو ببینند ؟
Friday, 9 October 2009
دوستان بالاترینی؛ دنباله رو هم دریابید
تازگی ها خبر های دنباله کمی عقبه و زیاد نمیشه رو تازگی اخبارش حساب کرد . فکر می کنم مشکل بالاترین باشه که تمام حواسها رو به خودش جلب کرده . دوستان یادتون بیاد اون روزی رو که بالاترین از کار افتاد و همه به سمت دنباله هجوم بردیم . پس بیاین همه با هم تعادل رو در این دو سایت حفظ کنیم .
Thursday, 8 October 2009
سخن معروف برتولت
Sunday, 4 October 2009
شاهکاری از سیمین بانو بهبهانی

قلم چرخید و فرمان را گرفتندورق برگشت و ایران را گرفتندبه تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعاتتوجه کرده کیهان را گرفتندچپ و مذهب گره خوردند و شیخان شبانه جای شاهان را گرفتندهمه ازحجرهها بیرون خزیدندبه سرعت سقف و ایوان را گرفتند گرفتند و گرفتن کارشان شدهرآنچه خواستند آن را گرفتندبه هر انگیزه و با هر بهانهمسلمان نامسلمان را گرفتندبه جرم بدحجابی، بد لباسیزنان را نیز، مردان را گرفتندسراغ سفره ها، نفتی نیامدولیکن در عوض نان راگرفتندیکی نان خواست بردندش به زندان از آن بیچاره دندان را گرفتندیکی آفتابه دزدی گشت افشاءبه دست آفتابه داشت آن را گرفتندیکی خان بود از حیث چپاولدوتا مستخدم خان را گرفتندفلان ملا مخالف داشت بسیارمخالفهای ایشان را گرفتندبده مژده به دزدان خزانهکه شاکیهای آنان را گرفتندچو شد در آستان قدس دزدیگداهای خراسان را گرفتندبه جرم اختلاس شرکت نفتبرادرهای دربان را گرفتندنمیخواهند چون خر را بگیرندمحبت کرده پالان را گرفتندغذا را آشپز چون شور میکردسر سفره نمکدان را گرفتندچو آمد سقف مهمانخانه پائینبه حکم شرع مهمان را گرفتندبه قم از روی توضیحالمسائلهمه اغلاط قرآن را گرفتندبه جرم ارتداد از دین اسلامدوباره شیخ صنعان را گرفتندبه این گله دوتا گرگ خودی زدخدائی شد که چوپان را گرفتندبه ما درد و مرض دادند بسیاردلیلش اینکه درمان راگرفتندمقام رهبری هم شعر میگفتز دستش بند تنبان را گرفتندهمه اینها جهنم، این خلایقز مردم دین و ایمان را گرفتند
سیمین بهبانی
Friday, 2 October 2009
نامه ای به حمید سوریان سابقا عزیز ...

این عمل تو به شدت مرا متعجب کرد . کاری که حتی فوتبایستهای کشور که هیچکس از آنها انتظار ندارد و به پول پرستی مشهورند انجام ندادند . به راستی الگوی تو کیست ؟! تختی ... آیا اگر تختی زنده بود چنین کار زشتی را انجام می داد . درست است هر کس اعتقادات خاص خود را دارد . ولی آیا تو ندیدی نداها و سهرابهایی را که در راه آزادی جان خود را گذاشتند . ندیدی شجریانی را که چطور پشت این ملت مظلوم ایستاد و قید خیلی چیز ها را زد . من به عنوان کسی که تمام کشتی هایت را از روی عشق به تو و میهنم از رادیو گوش دادم و خبر پیروزی تو را به همه رساندم برایت متاسفم . نه من که تمامی آزادیخواهان کشور برای تو متاسفند . تنها راه خروج تو از این موج تنفر تکذیب تمام گفته هایی است که رسانه کودتا و خبرگزاری های کودتا نوشتند . پس تکذیب کن و خیال علاقمندانت را راحت ...
Thursday, 3 September 2009
یه سیب زمینی جای هلو رو گرفت !
Monday, 31 August 2009
آقای قطبی خائن دیگه حمایت مردم رو هم نداری پس زودتر برو به درک
Wednesday, 26 August 2009
یعنی ما اینقدر حماقتیم !؟
یعنی ما اینقدر حماقتیم که نوشته های وب نوشت رو باور کنیم . دلم میخواد بدونم از نظر آقایون ما چی فرض شدیم الاغ ! نه.... اینی که گفتم خودتونید . ما که شوی تلویزیونی شما رو باور نکردیم با این عکس و چند خط نوشته هم نظرمون راجع به مسائل داخل زندان عوض نمیشه . گفتم که خودتونید .
یاد گرفته ام که ...
یادگرفته ام که: 1- با"احمق" بحث نکنم وبگذارم دردنیای احمقانه ی خویش
خوشبخت زندگی کند. 2- با"وقیح" جدل نکنم چون چیزی برای ازدست دادن
ندارد وروحم راتباه میسازد. 3- از"حسود" دوری کنم چون حتی اگردنیاراهم به
به او تقدیم کنم بازهم ازمن بیزارخواهدبود. 4- "تنهایی" را به بودن در جمعی
که به ان تعلق ندارم ترجیح دهم...
والسلام
http://azady2009.persianblog.ir/post/49/ منبع
خوشبخت زندگی کند. 2- با"وقیح" جدل نکنم چون چیزی برای ازدست دادن
ندارد وروحم راتباه میسازد. 3- از"حسود" دوری کنم چون حتی اگردنیاراهم به
به او تقدیم کنم بازهم ازمن بیزارخواهدبود. 4- "تنهایی" را به بودن در جمعی
که به ان تعلق ندارم ترجیح دهم...
والسلام
http://azady2009.persianblog.ir/post/49/ منبع
Tuesday, 25 August 2009
کسبه عزیز خوب واسه یک طرفه شدن خیابون ولیعصر تجمع می کنند !
روز روزش که می گفتند آقایون کسبه گرامی لطفا چند روزی تو تجمعات بعد انتصابات به ما بپیوندید گوششون بدهکار نبود ! حالا که منفعتشون به خطر افتاده خوب تجمع خود جوش راه می اندازند بابا ایولا
http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=61126
http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=61126
گرون شدن حدود هفتاد درصدی نون محل ما !
صد تومن به نونوا دادم . منتظر شدم سه تا نون با ده تومن باقی مونده بهم برگردونه . نونوا نه تنها سه تا نون با ده تومن پول به من نداد بلکه با عصبانیت دو تا نون گذاشت تو دستم . بهش گفتم سه تا . گفت دو تا بیشتر نمیشه . از امروز نون شده پنجاه تومن ! این دقیقا همون حرفی بود که مدتها تو دنباله و بالاترین مطرح می شد ( نان گران شد ) و من با خنده ای زیر لب ازش میگذشتم . با خودم می گفتم همش الکیه . نون دمه خونه ما که قیمتش ثابته . تا اینکه گرانی بیش از 70 درصدی نون به محله ما هم رسید . واقعا تعجب آوره که محصول پر طرفداری مثل نون یه دفعه بیش از 70 درصد گرون بشه و از اون تعجب آور تر اینه که هیچکی حتی اعتراضی نمیکنه !
Monday, 24 August 2009
کانال فارسی 1 = موی دماغ رسانه غیر ملی

چه جالب . درست زمانی که رسانه غیر ملی به دنبال مقبولیت میگرده شبکه ای راه اندازی میشه که همه کار می کنه تا مخاطب رو به سمت خودش جذب کنه . خوبیه این شبکه پخش فیلم های به روز و دوبله شدیه و کار جالبی که این روزا داره انجام میشه پخش اذان مغرب برای افطار بینندگانه .
رسانه غیر ملی اینه روش برخورد با مخاطب . اینه جلب توجه بینندگان . نه اینی که شما دارین انجام میدین . به حق که حتی عرضه حفظ مخاطبان خودتون رو هم ندارین .
Sunday, 23 August 2009
مگه میشه ربنا پخش نشه !
دیروز دم افطار نشسته بودیم پای سفره منتظر اذون . دیدم مامانم داره با رادیو ور میره . گفتم رادیو رو خاموش کن از کانال 5 اذون رو میشنویم . دیدم توجهی نکرد . گفتم دنبال چی می گردی ؟! گفت منتظر پخش ربنام . گفتم دیگه وقته اذونه . ربنا پخش نمیشه . باورش نمی شد می گفت مگه میشه ربنا پخش نشه ! آره میشه ربنا پخش نشه اگه مسئولین خوششون نیاد و میشه خیلی کارهای دیگه رخ بده بر خلاف میل مردم !
Tuesday, 18 August 2009
جومونگی که ارزشش بیشتر از نامه کروبیه !

واقعا از این مردم تعجب می کنم که چطور حضور یک بازیگر کره ای اینقدر خوشحالشون کرد . من تو چند روز اخیر خیلی بیرون رفتم و می خواستم عکس العمل اطرافیانم رو نسبت به نامه کروبی مشاهده کنم . برام جالب بود خیلی ها این نامه رو سیاه بازی می دونستند و خیلی ها هم اصلا واسشون مهم نبود که چی به چیه . جالبتر اینه که خیلیها هم از وجود چنین نامه ای اطلاع ندارن . اومدن بازیگر نقش جومونگ خبر خوبیه ولی نه اینقدر که از بعد از ظهر مردم تو خیابونا حرفش رو بزنند . من از یک چیز خیلی لجم میگیره و اونم اینه که مردممون چشمشون رو به روزگار بستن و آینده کشور واسشون هیچ اهمیتی نداره .
Wednesday, 12 August 2009
نظر ویکتور هوگو در تایید قدرت جنبش مردمی
Monday, 10 August 2009
این جمعه باید تجمع برگزار بشه چه با هاشمی چه بی هاشمی
روز جمعه باید تجمع برگزار بشه چون نباید گذاشت شور و شوقی که در جنبش سبز وجود داره فروکش کنه . ما همه با هم روز جمعه اجتماع می کنیم چه هاشمی وچه ( در بدترین شرایط ) خاتمی امام جمعه باشه . البته من یه چیزی رو به عنوان نصیحت به رفسنجانی میگم و اون اینه که اگه یک قدم عقب بری کودتاچیان صد قدم به عقب هولت میدند . حالا از ما گفتن بود .
Friday, 7 August 2009
هجده و نیم میلیاردی که تو دنباله و بالاترین فراموش شده !
واقعا تعجب می کنم که قضیه به این مهمی اینقدر ساده شمرده شده . 18.5 میلیارد دلار پول کمی نیست . پولی که میتونه مشکل بسیاری از هموطنانمون رو حل کنه . من کسی رو می شناسم که واسه 500 هزار تومن داره زنگیش از هم می پاشه . اونوقت 18.5 میلیارد دلار داره میره و ما بی خیال شدیم . بچه های دنباله . بچه های بالاترین . ما نشون دادیم که هر وقت اراده کنیم می تونیم به خواسته هامون برسیم چون ما بی شماریم . پس لطفا تو این قضیه کوتاهی نکنید .
Monday, 3 August 2009
رضازاده خائن
امروز ظهر تلویزیون رو روشن کردم تا ببینم چه کسانی تو نمایش تنفیذ حضور داشتند . حضور بسیاری از این افراد پیش بینی شده بود . اما یک نفر بود که حضورش واقعا ناراحت کننده بود و او کسی نبود جز حسین رضازاده خائن . کسی که در تمام مراحل زنگیش به مردم پشت کرد . اما نکته خوشحال کننده عدم حضور رفسنجانی خاتمی موسوی و کروبی بود که به حق نشون دادند با مردمند .
Saturday, 1 August 2009
گونیای که به جای کلاه بر سرمان رفت

گونی ای که به جای کلاه بهر سرمان رفت . این همان نوشته ای است که ابطحی بعد از تقلب گسترده در انتخابات نوشت و نظرش را در آن عنوان کرد . نظری که در آزادی مطلق بیان شد نه زیر فشار . نظری که عقیده اش بود نه عقیده بازجویان . اولین نوشته ابطحی مبنی بر تقلب در انتخابات خود دلیلی بر بی اساس بودن دادگاه دیروز است .
Wednesday, 29 July 2009
اس ام اس تو تهران قطع شد خوب به درک که قطع شد
اصلا دیگه واسه ما مهم نیست که اس ام اس داشته باشیم یا نه . ما آنقدر با هم متحد شده ایم که قطعی اس ام اس که هیچی حتی اگه اینترنت رو هم قطع کنن نمی تونن جلوی ما رو بگیرند چون : ما همه با هم هستیم .
Friday, 24 July 2009
پاسخ اظهار نظر یک دوست
سلام نیلو . امروز بعد از ظهر دیدم واسم نظر گذاشتی . اومدم که جوابتو بدم . میدونی من نه سیاستمدار خوبی میشم نه نویسنده خوبی ولی در حد توان خودم سعی می کنم با نوشتن تو وبلاگم بغض تو گلوم رو خالی کنم . راستشو بخوای زیاد از نظری که گذاشتی خوشم نیومد . من نمی تونم کشته شدن تک تک هم نوعانم رو ببینم و دم بالا نیارم . نمی تونم ببینم همسنام دارن تو زندان کشته میشن و بی توجه به دور و ورم عکس مایکل جکسون و جنیفر لوپز رو تو وبلگم بذارم . نمی تونم ببینم که یه عده عین خیالشون نیست که حقشون تو انتخابات خورده شده . نمی تونم ببینم دونه دونه هواپیماها سقوط می کنن و هیچ کس هیچ عکس العملی نشون نمیدن .
گفتی تلویزیون نگاه نکنی هیچی نمیشه و من در جوابت میگم تلویزیون نگاه نمی کنم تا دروغ نشنوم .
گفتی آدرست رو چرا عوض می کنی و من در جوابت میگم آدرسم رو عوض می کنم تا نوشتنم در اختیار خودم باشه نه اینکه هر وقت دلشون بخواد بالگفا رو قطع کنن و هر وقت دلشون بخواد اونو وصل کنن . به من گفتی اگه با سیاست مملکت مخالفی یا باید تو زندان باشی و یا کشته شده باشی . در جوابت باید اینو بگم که براستی آیا مخالفان این دولت همین ده ها نفر کشته اند ؟ آیا مخالفین تنها افراد در بندند ؟ من مثل تو نیستم که تظاهرات روببینم ولی بخوام خودمو با عکس های افراد مشهور سرگرم کنم . یادت باشه من تو تمام تظاهرات های شهرم بودم و این که بازداشت نشدم دلیل بر بی تفاوتی ام نیست . تو چطور ! تو هم حضور داشتی یا نه در حال به روز رسانی وبلاگت بودی . و در پایان گفتی که زندگی با تمام این افراد میگذره ما می تونیم زندگی رو بهترش کنیم ولی نمی تونیم عوضش کنیم و من برای این گفته تو هم پاسخی دارم .آیا همین پدران و مادران ما نبودن که همه چیزو عوض کردند . اگر اینها هم مثله تو فکر می کردند ما همچنان اسیر دیکتاتوری مثله محمدرضا شاه بودیم . من اینها رو نوشتم تا بتو بگم که بعد از هر سختی آسانی است . امیدوارم بعد از خواندن این متن از دست من ناراحت نشده باشی .
گفتی تلویزیون نگاه نکنی هیچی نمیشه و من در جوابت میگم تلویزیون نگاه نمی کنم تا دروغ نشنوم .
گفتی آدرست رو چرا عوض می کنی و من در جوابت میگم آدرسم رو عوض می کنم تا نوشتنم در اختیار خودم باشه نه اینکه هر وقت دلشون بخواد بالگفا رو قطع کنن و هر وقت دلشون بخواد اونو وصل کنن . به من گفتی اگه با سیاست مملکت مخالفی یا باید تو زندان باشی و یا کشته شده باشی . در جوابت باید اینو بگم که براستی آیا مخالفان این دولت همین ده ها نفر کشته اند ؟ آیا مخالفین تنها افراد در بندند ؟ من مثل تو نیستم که تظاهرات روببینم ولی بخوام خودمو با عکس های افراد مشهور سرگرم کنم . یادت باشه من تو تمام تظاهرات های شهرم بودم و این که بازداشت نشدم دلیل بر بی تفاوتی ام نیست . تو چطور ! تو هم حضور داشتی یا نه در حال به روز رسانی وبلاگت بودی . و در پایان گفتی که زندگی با تمام این افراد میگذره ما می تونیم زندگی رو بهترش کنیم ولی نمی تونیم عوضش کنیم و من برای این گفته تو هم پاسخی دارم .آیا همین پدران و مادران ما نبودن که همه چیزو عوض کردند . اگر اینها هم مثله تو فکر می کردند ما همچنان اسیر دیکتاتوری مثله محمدرضا شاه بودیم . من اینها رو نوشتم تا بتو بگم که بعد از هر سختی آسانی است . امیدوارم بعد از خواندن این متن از دست من ناراحت نشده باشی .
ای مردم تو رو خدا به خودتون بیاین
باز هم سقوط باز هم کشته باز هم قصه تکراری سقوط هواپیمای روسی . تا کی ؟ تا کی کشته دهیم و انگار نه انگار به زندگی ادامه دهیم ؟ تا کی خبر کشته شدن هم نوعانمان را بشنویم و خم به ابرو نیاوریم؟ تا کی ...؟ من ناراحتم به خاطر اینکه هیچ کاری از دستم بر نمی آید . من ناراحتم چون یک دست صدا ندارد . من ناراحتم چون چند وقتی است که روزم را با شادی آغاز نکردم . من ناراحتم چون هر روز خبر کشته شدن هموطنی را می شنوم . ای مردم بیایید نه به خاطر دیگران که به خاطر حفظ جان خودمان پرواز داخلی را تحریم کنیم . این حداقل کاری است که می توانیم انجام دهیم .
Thursday, 23 July 2009
جابه جایی از اونجایی که مجبور شدم
Subscribe to:
Posts (Atom)





